لحظه هاى كاغذى نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 8
بدعالی 

خسته ام از آرزوها، آرزوهاى شعارى

كلبه ، جنگل ، خانه ، درخت ، طبيعتشوق پرواز مجازى، بال هاى استعارى

لحظه هاى كاغذى را، روز و شب تكرار كردن

خاطرات بايگانى، زندگى هاى ادارى

آفتاب زرد و غمگين، پله هاى روبه پايين

سقف هاى سرد و سنگين، آسمان هاى اجارى

با نگاهى سرشكسته، چشم هايى پينه بسته

خسته از درهاى بسته، خسته از چشم انتظارى

صندلى هاى خميده، ميزهاى صف كشيده

خنده هاى لب پريده، گريه هاى اختيارى

عصر جدول هاى خالى، پارك هاى اين حوالى

پرسه هاى بى خيالى، نيمكت هاى خمارى

رونوشت روزها را، روى هم سنجاق كردم:

شنبه هاى بى پناهى، جمعه هاى بى قرارى

عاقبت پرونده ام را، با غبار آرزوها

خاك خواهد بست روزى، باد خواهد برد بارى

روى ميز خالى من، صفحه باز حوادث

در ستون تسليت ها، نامى از ما يادگارى

قيصر امين پور     

اسفند 1372

 
< بعد   قبل >